تبليغاتX
آموزش علوم نرجس کاشان

آموزش علوم نرجس کاشان

ایجاد محیطی علمی و آموزشی برای دسترسی سریع و آسان دانش آموزان به اطلاعات

فيوز چيست ؟

مقاومت الكتريكي و جريان در مدار

جريان الكتريكي در رساناي متصل به مدار بنابر قانون اهم از روي مقاومت رسانا و ولتاژ دو سر آن معين مي شود. براي يك ولتاژ معين ، هر چه مقاومت رساناي داده شده بيشتر باشد جريان كمتر است. مثلاً مقاومت لامپ هاي التهابي معمولي نسبتاًزياد است ( صدها اهم ). و از اين رو جرياني كه از آنها مي گذرد كم است (چند دهم آمپر) .

كوتاه شدگي مدار

اگر سيم ها را با اتصال فرعي به لامپ متصل كنيم. مدار فرعي با مقاومت بسيار كم بدست مي آيد. و جريان خيلي شديد مي شود. در اين مورد گفته مي شود كه مدار كوتاه بوجود آمده است. مدار كوتاه بطور عام هر اتصال كم مقاومتي در دو سر منبع جريان الكتريكي است. جريان هاي شديدي كه در مدار كوتاه ظاهر مي شود فوق العاده خطرناك هستند و به علت آنكه سيم ها شديداً گرم مي شوند براي منبع جريان بسيار زيان آورند.

محافظت سيم ها از كوتاه شدگي مدار

براي محافظت سيم ها از كوتاه شدگي مدار ، فيوز استفاده مي شود فيوز ها سيم هاي نازك مسي اند يا سيم هايي كه از فلزات زود گداخت مثل سرب ساخته شده اند. كه به طور سري به مدار حامل جريان متصل مي شوند. و طوري در نظرگرفته مي شوند كه اگر جريان از مقدار مشخص شده بيشتر شود ذوب مي شود. نمودار طرح وار زير طرز كار فيوز را شرح مي دهد وقتي كه سيم ها توسط تكه سيم مسي متصل شوند مدار كوتاه فيوز بطور سريع ذوب شده و مدار قطع مي شود.

ساختمان فيوز فشنگي با توپي پيچي

اين فيوز رايجترين نوع از فيوزهاست كه به كار برده مي شود. منشا اصلاح فيوزي به توپي چيني كه در سطح بيروني فيوز قراردارد، مربوط است، كه سيم با نقطه ذوب پايين در آن قراردارد. توپي مانند سرپيچ لامپ در سر پيچ پيچانده مي شود و پس در هر كوتاه شدن مدار تعويض مي شود.

معمولا ، يك فيوز يا دسته فيوزهايي به اتصال هاي تامين كننده جريان در يك ساختمان يا هر آپارتماني متصل مي شود. گاهي فيوزها را در جعبه مستقلي قرارمي دهند. فيوزپريزي در ساختمان جعبه فيوز وجود دارد كه بايد با عبور جريان 3تا 5A ذوب مي شود، فيوز آپارتمان با عبور جريان 15تا 20A ذوب مي شود. در حاليكه فيوز يك ساختمان براي جريانهاي خيلي شديدتر چند صد آمپر تنظيم مي شود.

ساختمان فيوز با توپي پيچي

1. توپي چيني

2. سيم با نقطه ذوب پائين

3. جاي فيوز

منبع : دانشنامه رشد

 
Copyright © 2003-2005 by HUPAA, All rights reserved. www.hupaa.com

 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 15:8  توسط پاسبانیان   | 

تنفس زیر آب

ادوارد كاسلر از دانشگاه مينسوتا، در مينياپوليس، در سال 1980 آب‌شش مصنوعي ساخته بود كه اكسيژن را از آب برداشت مي‌كرد. او از آن سال‌ها در اين رويا بود كه دستگاهي بسازد كه روزي به او امكان دهد درست مانند يك ماهي شنا كند و در حالي كه در آب شيرجه مي‌رود، منبع ناپاياني از اكسيژن براي او فراهم كند.

كاسلر مي‌خواهد مانند يك ماهي شنا كند، اما هنگامي كه آب‌شش ساخت خودش را در آزمايشگاهش مورد آزمون قرار داد، دريافت كرد كه اكسيژن كافي برايش فراهم نمي‌كند. كاسلر يادآور مي‌شود كه" آن دستگاه توان كافي براي زنده‌نگه داشتن من را نداشت."

كاسلر نخستين فردي نيست كه آرزوي شنا كردن مانند ماهي را در سر پرورانده است. در سال 1962، جاكوس كاستوو، از پيشگامان كاوش در زير آب، به دنيا آمدن گونه‌ي تازه‌اي از انسان، Homo aquaticus ، را پيش‌بيني كرد: مردماني كه با جراحي داراي آب‌شش شده‌اند. كاستوو گفته بود: شش‌ها را دور خواهد زد و مي‌تواند زندگي كند و نفس بكشد در هر ژرفايي براي هر زماني كه بخواهد و بي آن‌كه آسيبي ببيند."  

ساختن يك آب‌شش مصنوعي ابتدايي، ناباورانه ساده است. همه‌ي آن‌چه كه شما نياز داريد يك جعبه‌ي ضدآب است كه از غشايي با نفوذپذيري بالا به گاز ساخته شده باشد. آن را با هوا پر كنيد و زير آب نگه داريد و شما يك آب‌شش خواهيد داشت. ميزان اكسيژن و دي‌اكسيد‌كربن حل شده در آب با جوّ بالاي آن در تعادل است. بنابراين، انتشار از راه غشا به آفرينش غلظتي نزديك به جوّ درون جعبه مي‌انجامد. اگر اكسيژن درون جعبه پايين بيفتد، اكسيژن بيش‌تري از آب به درون آن راه خواهد يافت و اگر دي‌اكسيد‌كربن درون جعبه افزايش يابد، به بيرون پراكنده خواهد شد.

در سال 1961، درست چند ماه پس از ساخته شدن نخستين غشاي سيليكوني بسيار نفوذپذير، ريال والتر راب، از شركت جنرال الكتريك، آب‌ششي ساخت كه مي‌توانست نياز همستر را به اكسيژن برآورده سازد. او يادآوري مي‌كند كه" شما فقط بايد آب را در جنبش نگه داريد" تا آب سرشار از اكسيژن و با دي‌اكسيد‌كربن پايين، هميشه در تماس با غشا قرار ‌گيرد.

نيازي به اين نيست كه بگوييم انسان‌ها در مقايسه با همستر به اكسيژن بيش‌تري نياز دارند. در آب نيز به همان اندازه‌ي جوّ اكسيژن وجود ندارد؛ بسته به جو، فقط 4 تا 6 ميلي‌ليتر در هر ليتر آب دريا. بنابراين، براي اين كه جريان مناسبي از اكسيژن مورد نياز خود را به دست آوريد، نه تنها بايد جريان مناسبي از آب روي غشا برقرار باشد، بلكه سطح بزرگي مي‌خواهيد كه هر بار حجم بيش‌تري اكسيژن برداشت كنيد. بر اساس برسي‌هاي چارلز پگانلي، تنكارشناس(فيزيولوژيست) كه در دهه‌ي 1960 روي آب‌شش‌هاي مصنوعي آزمايش مي‌كرد،كم‌ترين سطحي كه نياز داريد، 80 متر مربع است.

براي آن‌كه آب‌شش‌هاي كارآمدي داشته باشيد، اين سطح گسترده بايد درون فضاي كوچكي جاي داده شود؛ درست همان‌گونه كه كيسه‌هاي هوايي شش‌هاي ما، سطح بسيار بزرگي را فراهم مي‌كنند. شش‌هاي مصنوعي، براي وارد كردن اكسيژن در خون طي عمل باي‌پس قلب يا پس از آسيب شديد به شش، از مدت‌ها پيش در بيمارستان‌ها به كار گرفته مي‌شوند. خون از درون شبكه‌اي از لوله‌هاي كوچك نفوذپذير به گاز مي‌گذرد و هوا در پيرامون لوله‌ها در جريان است. اكسيژن با روند انتشار از ديواره‌ي لوله‌ها به درون خون نفوذ مي‌كند و دي‌اكسيد‌كربن از خون به هوا جريان مي‌يابد. در اين دستگاه سطح بسيار بزرگي درون فضاي كوچكي جاي گرفته است.

كاسلر دريافت كه او مي‌تواند با متصل كردن چند شش مصنوعي به هم، يك آب‌شش مصنوعي بسازد. هوا از راه لوله‌هاي نفوذپذير به گاز، نفس كشيده مي‌شود و در همان حال، مقدار زيادي‌ آب روي لوله‌ها مكيده مي‌شود. به اين ترتيب، اكسيژن به هواي تنفسي راه مي‌يابد. با وجودي كه اين آب‌شش نمي‌توانست اكسيژن كافي براي انسان را فراهم سازد، كاسلر همسر مورد علاقه‌اش، مگينز، را درون جعبه‌اي نفوذناپذير به آب به زير رودخانه‌ي ميسي‌سيپي فرستاد. او مي‌گويد" من هرگز به اندازه‌ي اين آزمايش در زندگي‌ام، نگران نشده بودم." خوشبختانه دستگاه كار كرد و بخت با او يار بود كه ازدواج آنان سر گرفت. مگينز 3 ساعت زير آب بود و مقدار اكسيژن حدود 16 درصد ثابت ماند.

در دهه‌ي 1980، يك شركت ژاپني كه غشاي سلولزي توليد مي‌كرد، كاري را كه كاسلر كنار گذاشته بود، در برنامه‌ي خود قرار داد. فوجي‌سيستم‌ توكيو مجموعه‌اي از آب‌شش‌هاي نمونه ساخت تا از اين راه ثابت كند چه غشاهاي با كيفيتي مي‌سازد. نمونه‌هاي آغازين به يخچال كوچكي مي‌ماند كه به پشت قواص بسته شده بود، اما نمونه‌هاي پيشرفته‌تر كه دانكي‌3 نام گرفته بود، از جعبه‌اي تابوت‌مانند تشكيل شده بود كه جلوي غواص كشيده مي‌شد. دستگاه بزرگي بود، اما كار مي‌كرد. در برنامه‌ي تلويزيوني كه در سال 2002 براي معرفي اين دستگاه پخش شد، غواصي با اين دستگاه براي 30 دقيقه در استخر آب باقي ماند.

مشكل اين دستگاه فقط در اندازه‌ي آن نبود. هواي عادي 21 درصد اكسيژن دارد. دانكي‌3 ، مانند آب‌شش كاسلر، مقدار اكسيژن را در هواي تنفسي حدود 16 درصد نگه مي‌دارد. چنين مقدار پاييني از اكسيژن، مي‌تواند باعث كاستي در توانايي انسان در درست و روشن فكر كردن شود. حال آن‌كه، هنگام شيرجه رفتن در آب، خوب‌فكر كردن بسيار مورد نياز است و تصميم‌هاي ضعيف مي‌تواند مرگ‌بار باشد.

بنابراين، آب‌شش‌هايي كه فقط بر انتشار استوارند، به اندازه‌ي كافي مناسب نيستند. بايد به روشي بر غلظت اكسيژن افزود. به نظر مي‌رسد اين كار امكان‌پذير باشد: ماهي‌ها مثانه‌هاي شنايشان را پر مي‌كنند كه شناوري آن‌ها را در حالت خنثي نگه مي‌دارد و اين درحالي است كه آن‌ها اكسيژن خالص را از آب برداشت مي‌كنند.

در دهه‌ي 1980، ژوزف و سيليا بوناونچورا در دانشگاه كاروليناي شمالي، نشان دادند كه ماهي‌ها اين كار را به كمك شكل از هموگلوبين(پروتيين جابه‌جا كننده‌ي اكسيژن در خون) كه به pH حساس است، انجام مي‌دهند. وقتي سلول‌هاي پيرامون مثانه‌ي شنا اسيدلاكتيك را به درون خون آزاد مي‌كند، كاهش pH باعث آزاد شدن اكسيژن به درون مثانه مي‌شود و زماني كه ماهي مي‌خواهد به ژرفاي بيش‌تري برود، حجم آن را متناسب نگه مي‌دارد.

خون مصنوعي ماهي

اين زوج دريافتند كه آنان مي‌توانند با تقليد از اين فرايند آب‌شش‌هاي مصنوعي را براي هدف‌هاي گوناگون بسازند. آنان به جاي هموگلوبين ماهي، تصميم گرفتند از مواد شيميايي بهره گيرند كه محكم به اكسيژن پيوند مي‌شوند اما زماني كه از روي يك الكترود مي‌گذرند، آن را آزاد مي‌كنند. آب‌ششي كه بوناونچوراها براي غواص‌ها طراحي كرده‌اند، از دو حلقه تشكيل شده است. در حلقه‌ي اول، هموگلوبين مصنوعي اكسيژن را از آب برداشت مي‌كند. در سوي ديگر حلقه، از روي الكترود مي‌گذرد و اكسيژن آن آزاد مي‌شود كه از خلال غشايي به حلقه‌ي دوم آزاد مي‌شود و اين حلقه‌ي دوم است كه هواي تنفسي را جابه‌جا مي‌كند. سيليا بوناونچورا مي‌گويد" همه‌ي محاسبه‌هاي ما نشان مي‌داد كه اين دستگاه كار خواهد كرد."

اما اين طرح هرگز از ميز طراحي فراتر نرفت. سرانجام، اين فناوري به شركتي فروخته شد كه به ساختن جايگزين‌هايي براي خون و نه آبشش، علاقه‌مند بود. بنابراين، طرح آب‌شش دو حلقه‌اي تا اندازه‌ي زيادي به فراموشي سپرده شد. با وجود اين، يك گروه در دانشگاه واسدا در ژاپن براي چند سال با دستگاه ساده‌تري به آزمايش ادامه داد(شكل را ببينيد). آنان از هموگلوبين يا پرفلوروكربن، مايع بي‌اثر، كه اكسيژن در آن فراوان حل مي‌شود، بهره گرفتند تا اكسيژن را از آب برداشت و به حلقه‌ي هواي تنفسي جابه‌جا كنند. كنيچي نگاسه، رهبر اين گروه، مي‌گويد" به نظر ما ساختن آب‌ششي با اندزه‌ي منطقي، امكان‌پذير است."

اما كاسلر و پگانلي نپذيرفته‌اند كه دستگاه دوحلقه‌اي راه رسيدن به چنين آب‌ششي است. آنان مي‌گويند كه مشكلي پايه‌اي در اين آب‌شش‌هاي بر پايه‌ي غشا وجود دارد كه يكي از آن‌ها را حدود يك سده‌ي پيش، ريچارد ايج، تنكارشناس دانماركي كه روي سوسك‌هاي آب‌زي پژوهش مي‌كرد، شناسايي كرده بود.

سوسك‌هاي آب‌زي پيوسته براي به دست آوردن حباب هوا، كه زير پوشش بال‌هايشان يا بالاي شكمشان، (روي سوراخ‌هايي كه از آن‌جا نفس مي‌كشند) جاي مي‌دهند، از كف آب‌گير به بالا مي‌آيند. اين حباب‌ها چيزي بيش از اندوخته‌ي ثابتي از اكسيژن هستند؛ آن گونه كه غواص‌ها كپسول هوا با خود جابه‌جا مي‌كند. سطح حباب‌ها مانند آب‌شش عوض تبادل‌كننده‌ي گاز عمل مي‌كند: اكسيژن از آب به درون حباب و دي‌اكسيد كربن از حباب به بيرون منتشر مي شود. اما اگر حباب مانند آب‌شش كار مي‌كند، چرا بيش‌تر سوسك‌هاي آب‌زي سفر پرمخاطره‌اي را براي آمدن به سطح آب‌گير به جان مي‌پذيرند؟

پاسخ اين پرسش در اثر افزايش فشار در حباب هوا هنگام فرورفتن سوسك در آب، نهفته است. اين فشار به هواي درون حباب فشار مي‌آورد و گازها را در آب محلول‌تر مي‌سازد. نتيجه‌ اين است كه حباب چروكيده مي‌شود، به اندازه‌ي كه ديگر چندان به عنوان آب‌شش كار نمي‌كند يا به طور كامل جمع مي‌شود. به اين دليل است كه سوسك براي دوباره پر كردن حباب به سطح آب مي‌آيد.

چنين مشكلي براي آب‌شش مصنوعي نيز به وجود مي‌آيد. همان‌طور كه غواص در آب فرو مي رود، فشار بالا باعث فشرده شدن هواي تنفسي و حل شدن بيش‌تر آن در آب مي شود. بيش‌تر هماي از دست رفته نيتروژن است، زيرا 80 درصد هوا را تشكيل مي‌دهد. براي جلوگيري از درهم‌فشرده شدن شش‌ها، بايد آب‌شش اكسيژن بيش‌تري به هواي تنفسي پمپ كند. بنابراين، نسبت اكسيژن افزايش مي‌يابد، كه مشكل ديگري به همراه دارد زيرا كه اكسيژن خالص در ژرفاي 9 متر زهر‌آگين مي‌شود. بنابراين، اگر شما اكسيژن خود را از آب برداشت كنيد، بايد اندوخته‌اي از نيتروژن بي‌اثر همراه داشته باشيد تا اندخته‌ي هواي خود را در حالتي نگه داريد كه از زهرآگين شدن هوا طي فرورفتن در آب پيش‌گيري كنيد.

پيش‌گيري از اين مشكل، بسيار سخت است. آب‌شش‌هاي دوحلقه‌اي باعث كاهش از دست رفتن نيتروژن مي‌شوند، اما آن را بر طرف نمي‌كنند. حتي اگر شما بتوانيد به طور كامل از اين كار پيش‌گيري كنيد، غواص هنوز هم از راه پوست خود نيتروژن از دست مي‌دهد.

آلون بودنر، نوآور اسرائيلي، سال گذشته رويكرد نويي پيش رو نهاد. او به جاي آب‌شش غشايي، فرايند صنعتي جداكردن گازها از مايع را به كار گرفته است. اين فرايند بر اين اصل استوار است كه اگر شما فشار مايع را كاهش دهيد، براي مثال با با يك پمپ سانتريوفوژي، گاز حل شده در آن به صورت حباب بيرون مي‌آيد. بودنر مي‌گويد كه دستگاه ساخت او، كه با باتري به كار مي‌افتد، مي‌تواند همه‌ي اكسيژن حل شده در آب را برداشت كند.در واقع، اين دستگاه مي‌تواند گازي داراي 34 درصد اكسيژن را از آب دريا فراهم كند. به علاوه، چون دستگاه بوندر نيتروژن را نيز همراه اكسيژن برداشت مي‌كند، مشكل از دست رفتن نيتروژن نيز وجود ندارد.

اما در اين رويكرد نيز مشكلي وجود دارد. اين دستگاه بايد در هر دقيقه بيش از هزار ليتر آب را پردازش كند تا بتواند اكسيژن كافي براي نفس كشيدن غواص را در سطح آب فراهم كند. با هر 10 متر فرورفتن در آب، فشار دو برابر مي‌شود و بنابراين شما بايد براي فراهم كردن همان حجم، دو برابر هوا برداشت كنيد. با فرورفتن بيش‌تر، شما حتي بايد بيش‌تر برداشت كنيد. تنها راه براي كاركردي كردن اين دستگاه اين است كه از آن به عنوان بخشي از تجديد كننده‌ي تنفس بهره بگيريد.

تجديد كننده‌ي تنفس

بيش‌تر هواي فشرده‌اي كه غواص‌ها به خود جابه‌جا مي‌كنند، از دست مي‌رود. حباب‌هايي كه به سطح آب باز مي‌گردد داري بيش‌تر اكسيژن مصرف نشده هستند. در تجديد كننده‌هاي تنفس( و در آب‌شش‌هاي غشايي) هوا بازگردش دارد؛ يعني، اكسيژن از دست رفته بار ديگر به كار گرفته مي شود و دي‌اكسيد كربن جدا مي‌گردد. تجديد كننده‌هاي تنفس با غواص‌ها امكان مي‌دهند كه با اندوخته‌ي اكسيژن كوچك بتوانند ساعت بيش‌تري زير آب بمانند. از اين رو، بودنر مي‌خواهد اين دستگاه را به عنوان بخشي از تجديد كننده‌ي تنفس طراحي كند. در اين حالت، ديگر نياز نداريم همه‌ي هوا را از 200 ليتر آب در دقيقه برداشت كنيم. چون دستگاه عواي سرشار از اكسيژن را به جاي اكسيژن خالص به هواي تنفسي مي‌افزايد. نيتروژن بايد به طور دوره‌اي تهويه شود تا از افزايش آن جلوگيري شود، اما اين كار را پيش از اين تجديد كننده‌هاي نيمه‌مدار‌بسته انجام مي‌دهند.

اما عامل محدود كننده در مورد تجديدكننده‌هاي تنفسي، اكسيژن اندوخته‌اي نيست، بلكه دور كردن دي‌اكسيد كربن است. قوطي‌هاي آب آهك اين گاز را طي چند ساعت پاك‌سازي مي‌كنند. اما آن‌ها را بار ديگر نمي‌توان به كار گرفت و جايگزين كردن آن‌ها نيز هزينه‌بر است. بنابراين، در حالي كه رويكرد بودنر برخي از مشكل‌ها بزرگ آب‌شش‌هاي غشايي را حل مي‌كند، توانايي بزرگ آن‌ها را نيز به همراه دارد: آن‌ها در دور كردن دي‌اكسيد كربن، سرآمدند.

غشاهاي آب‌ششي را به عنوان شست‌ و شو دهنده‌ي دي‌اكسيدكربن در نظر مي‌گيرند تا موادشيميايي به كار رفته در تجديد‌كننده‌هاي تنفسي و زيردريايي‌هاي كوچك را جايگزين كنند. همچنين، به عنوان دستگاه اضطراري در زيردريايي‌هاي بزرگ به كار مي‌روند. در سال 2003، بر اساس يك برسي، كه براي پژوهشگاه نيروي دريايي آمريكا انجام شد، آزمايش‌هاي بيش‌تر درباره‌ي آب‌شش‌هاي غشايي به عنوان دستگاه اضطراري در زيردريايي‌ها پيشنهاد شد. يكي از آن پژوهشگران، دن واركاندر از دانشگاه بوفالو در نيويورك، فكر مي‌كند مي‌توان آب‌شش غشايي ساخت كه غواص به عنوان بخشي از تجدد كننده‌ي تنفسي همراه خود داشته باشد. او خاطر نشان مي‌كند كه : با اين كار مي‌توان به مدت نامحدودي هواي تنفسي را پاك‌سازي كرد."

به نظر مي‌رسد در آينده‌ي نزديك بتوانيم از آب‌شش‌هاي مصنوعي به عنوان فراهم‌كننده‌ي اكسيژن براي ماشين‌هايي كه زير آب كار مي‌كنند، بهره بگيريم. نمونه‌هاي اوليه، پيش از اين ساخته شده‌اند. اكنون، ماشين‌هاي فرمان‌ از راه دور و زيردريايي‌هايي كه با سوخت فسيلي كار مي‌كنند، اكسيژن مايع با خود جابه‌جا مي‌كنند. برداشت اكسيژن از آب دريا به اين ماشين‌ها امكان مي‌دهد سوخت بيش‌تري به همراه داشته باشند.

و در آينده، آب‌شش‌هاي مصنوعي براي فراهم ساختن هواي تنفسي براي زيردريايي‌ها يا سكونت‌گاه‌هاي زيرآبي به كار گرفته خواهند شد. به نظر بوندر اين كار تنها كاربرد اين دستگاه در آينده‌ي نزديك خواهد بود. اما غواص‌ها، بدون دستگاه‌هاي فني شگفت‌آوري مانند غشاهايي كه فعالانه گازهاي ويژه‌اي را به درون و بيرون پمپ مي‌كنند، مي‌توانند از آب‌شش‌هاي مصنوعي به عنوان پاك‌كننده‌هاي دي‌اكسيدكربن بهره گيرند. بوندر و ديگران شايد بتوانند نمونه‌هاي اوليه‌ي آن را بسازند، اما آن‌ها همراه غواص‌ها نخواهند بود، مگر آن‌كه از ابزارهاي كنوني غواصي و تجديد كننده‌هاي تنفسي، كوچك‌تر و ايمن‌تر باشند يا امتياز بزرگي داشته باشند.

به نظر مي رسد كه امتياز بزرگ مورد نظر، فراهم كردن اندوخته‌ي نامحدودي از هوا باشد، اما همه‌ي طرح‌هاي پيشنهادي به باتري‌هايي به دوره‌ي فعاليت محدود وابسته‌اند. حتي اگر بشود نياز به نيرو را تا اندازه‌ي بسيار زيادي كاهش داد، بيش‌تر غواص‌ها نمي‌خواهند يا نياز ندارند بيش از 12 ساعت يا بيش‌تر زير آب بمانند كه چنين كاري را پيش از اين تجديدكننده‌هاي تنفسي امكان‌پذير كرده بودند. 

منبع : سایت جزیره ی دانش

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 14:59  توسط پاسبانیان   | 

نیرو و پتانسیل های بین اتمی

نيروها و پتانسيل‌هاي اتمي يا بين‌ملكولي در مدل‌سازي‌هاي ديناميك ملكولي
از نظر فيزيكي نيروها ــ پيوندها يا قيدهاي ــ بين اتم‌ها و مولكول‌ها منشأ حيات و برپاکنندة ی  مواد هستند.
آنچه از اين بحث مي‌آموزيم:
.1
مفهوم نيرو و انرژي پتانسيل؛
2
.آشنايي با انواع پيوندهاي بين اتمي؛

 

در دنياي پيرامون آنچه داراي حيات است، يا موجوديت دارد، به نوعي از ذراتي (مولكول‌هاي ريز و درشت) به‌هم‌مقيد، چه به صورت موضعي و چه بصورت جامع، ساخته شده‌اند. اين سخن ريچارد فينمن (پدر فناوري نانو) بسيار جالب و بديهي به نظر مي‌رسد .به لحاظ نظري، هر ساختار اتميِ مولكولي كه قوانين بنيادين حاكم بر فيزيك و شيمي را نقض نكتد مجاز است، به شرط آن كه پايدار باشد.

الف ـ مروري بر چند مفهوم
براي ورود به بحث، لازم است بعضي از مفاهيم پُرکاربرد را يادآوري کنيم:

نيرو: نيروها تمام اثرات محيط اطراف، شامل اتم‌ها و مولکول‌هاي اطراف يک جسم (سيستم) بر آن جسم است که بر حرکت و رفتار کلي آن اثر مي‌گذارد. در فيزيك و شيمي تا كنون چند نيروي مهم شناخته شده‌اند كه باعث گرد هم آمدن مولكول‌ها و اتم‌ها و تشكيل ساختارهاي نانومتري و بزرگ‌تر مي‌شوند. شما با برخي از اين نيروها آشنا هستيد.
انرژي پتانسيل: همان‌طور که فنرِ فشرده‌شده داراي انرژي نهفتة پتانسيل کشساني است و به محض رهاشدن انرژي آزاد مي‌كند، مجموعه‌اي از اتم‌ها يا مولکول‌ها هم در کنار يكديگر داراي انرژي مي‌شوند و براي آزاد شدن آن بايد تمام پيوندهاي به‌وجودآمده را پاره کرد. انرژي لازم براي از هم گسيختن پيوندها همان انرژي پتانسيل است.

توجه کنيد که يک سيستم واقعي، مانند يک مولکول پيچيده و طويل، داراي انواع و اقسام نيروها و پيوندهاي بين اتمي است.
يک بررسي جامع شامل در نظر گرفتن تمام اين برهمکنش‌هاست. ولي هنوز قدرت محاسباتي بشر آن‌قدر نيست که رفتار يک مولکول را به طور كامل شبيه‌سازي و پيش‌بيني کند. اين به آن معناست که براي يک مولکول خاص، تمام نيروهاي بين اتمي شناخته و شبيه‌سازي نشده‌اند تا مطمئن باشيم که محاسباتمان همان نتيجه‌اي را خواهد داد که در طبيعت از آن مولکول مي‌بينيم. بلکه ما تنها تقريب‌هايي از برخي نيروها را به حساب مي‌آوريم. شايد برايتان عجيب باشد که تنها مسئلة دقيقاً حل‌شده در فيزيک و شيمي، پيش‌بيني رفتار يک تک‌اتم هيدروژن با يک الکترون تنهاست. مولکول‌هاي چنداتمي با تعداد الکترون‌هاي بيشتر، با تقريب‌هايي از پتانسيل‌هاي بين‌اتمي که «پتانسيل‌هاي تجربي» ناميده مي‌شوند قابل حل‌اند. همچنين اين‌طور نيست كه پتانسيل يا نيروي بين‌اتمي، جوابگوي تمام خصوصيات فيزيکي و شيميايي يك مولكول باشد.

ب ـ انواع پيوندها
به طور ساده، گرد هم آمدن اتم‌ها و تشکيل ساختارهاي مولکولي و بلوري خاص به چند نوع پيوند بين‌اتمي زير تقسيم مي‌شوند:

.1 پيوند واندروالسي: كه از القاي ميدان الکتريکي از دوقطبي‌هاي لحظه‌اي يک اتم به اتم ديگر ناشي مي‌شود و به «نيروهاي واندروالسي» معروف است. در فواصل دور )بر حسب نانومتر) اين نيروها جاذبه و در فواصل نزديک دافعه‌اند.
.2
پيوند يوني: كه در آن با آزاد شدن يک الکترون از يک اتم (مثل سديم) و ملحق شدن آن به اتم ديگر (مثل کلر) يون‌هاي غير همنوع تشکيل مي‌شوند. اين يون‌ها يکديگر را مطابق با روابط به‌دست‌آمده از قانون کولن جذب مي‌كنند. نيروي کولني يک نيروي بلندبُرد است بنابراين، پيوند يوني طول پيوند بلندي دارد.
يوند کوالانسي: كه از به اشتراک گذاشتن الکترون تراز آخر اتم‌ها با يکديگر تشكيل مي‌شود. اين پيوند غير الکترواستاتيکي و معمولاً جهت‌دار است. يعني وقتي دو اتم مي‌خواهند الکترون به اشتراک بگذارند، به خاطر ساختار فضايي جسم از يک جهت خاص به هم نزديک مي‌شوند و جفت الکترون پيوندي در ناحية بين آن دو و در همان جهت متمرکز مي‌شود. چون تعداد اتم‌هاي شرکت‌کننده در يک جهت ممکن است بيشتر باشد، پس تعداد پيوندها نيز در يک جهت بيشتر از ساير جهات مي‌شود. (براي كسب اطلاعات بيشتر بايد به ساختار شبکه‌هاي جامدات در فيزيک حالت جامد يا شيمي عمومي ــ در كتابي مانند «شيمي عمومي» نوشتة مورتيمر مراجعه کنيد.)
.4
پيوند فلزي: توجه کنيد که اتم‌هاي فلزي با يکديگر پيوند به معناي گفته‌شده در بندهاي قبل ندارند، بلکه در اين‌قبيل پيوندها الکترون‌هاي آزادِ تراز آخر در سرتاسر جسم فلزي در حال حرکتند و يون‌هاي مثبت سدهايي (محدود)براي حرکت آنها به طور تناوبي ايجاد مي‌کنند. آزادي الکترون‌ها و در قيد يون‌هاي مربوطه نبودنشان ــ که به نوعي به اشتراک گذاشتن الکترون‌ها با هم است ــ فلز را به وجود مي‌آورد.
.5
پيوند هيدروژني: اين پيوند به خاطر به هم خوردن تراکم الکتروني اطراف اتم‌هاي مولکول‌هايي است كه شامل اتم هيدروژن هستند. در سيستم‌هاي زنده، مثل مولکولDNA و پروتئين‌ها، اين نوع پيوند نقش اساسي دارد. توجه کنيد که در تشکيل يک ساختار فيزيکي، احتمال حضور چند پيوند به طور يکجا وجود دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 11:45  توسط پاسبانیان   | 

قابلمه ی کاغذی که نمی سوزد

دید کلی

ما همیشه تصور می‌کنیم که کاغذ زود آتش می‌گیرد و می‌سوزد. اما اگر به شما بگویند می‌توان در داخل یک کلاهک کاغذی تخم مرغ پخت‏، باورتان می‌شود؟

چند آزمایش

یک ورق کاغذ پوستی کلفت بردارید، کلاهکی بسازید و به یک حلقه سیمی محکم کنید. داخل این قابلمه کاغذی آب بریزید و آن را روی شعله آتش قرار دهید. یقین حاصل خواهید کرد که آتش به کاغذ صدمه‌ای وارد نمی‌کند.

به عنوان آزمایشی دیگر ‏، یک نوار باریک کاغذی را به دور میخ یا سیم کلفت آهنی محکم بپچید و بعد آن را روی شعله آتش نگه دارید. شعله به کاغذ می‌خورد و حتی آن را از دود سیاه می‌کند، اما کاغذ نمی‌سوزد.

حقیقت چیست؟

·                        حقیقت این است که آب در ظرف باز تا نقطه جوش یعنی 100 درجه سانتیگراد گرم می‌شود. از طرفی ظرفیت گرمایی آب (میزان گرمایی که آب لازم دارد تا دمای آن یک درجه تغییر کند) زیاد است. پس حرارت اضافی کاغذ را جذب می‌کند و نمی‌گذارد درجه حرارت کاغذ به میزان قابل ملاحظه‌ای بالا رود و کاغذ مشتعل شود. حتی اگر شعله با کاغذ تماس پیدا کند، کاغذ نمی‌سوزد.

·                        در مورد سیم و کاغذ هم مسئله مشابه مورد فوق است. قابلیت هدایت حرارت فلز زیاد است و گرمای رسیده به کاغذ را سریعا جذب می‌کند. پس کاغذ نمی‌سوزد، چون به دمای اشتعال نمی‌رسد.

·                        به همین ترتیب می‌توان پلمپ داخل قوطی مقوایی را ذوب کرد. فقط باید شعله را از زیر آن قسمت از مقوا بگیرید که مستقیما با سرب تماس دارد. فلز قابلیت هدایت حرارتی بالایی دارد، پس به سرعت حرارت مقوا را جذب می‌کند. از طرفی دمای ذوب سرب حدود 335 درجه است، پس حرارتی که ما می‌دهیم برای شعله‌ور ساختن کاغذ کافی نیست.

·                        همین طور در گذشته در مسلسل‌های آبی ، برای جلوگیری از ذوب شدن اسلحه از آب استفاده می‌کردند.

خطر!

آزمایش تاسف ‌آوری که برخی اشخاص بی‌حواس انجام می‌دهند، این است که سماوری را بدون آب روشن می‌کنند و در نتیجه لحیم سماور ذوب می‌شود. لحیم کاری سماور زودگداز است. وقتی سماور پر از آب است و آب گرمای شعله را گرفته و گرم می‌شود، در نتیجه لحیم نمی‌سوزد. اما وقتی سماور خالی از آب است، همه حرارت به لحیم منتقل می‌شود و سماور می‌سوزد.

 

 

برگرفته از سایت رشد 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 9:21  توسط پاسبانیان   | 

یک آزمایش ساده ولی جالب

به نظر شما در یک لیوان پر از آب چند سنجاق جا می‌گیرد؟ شاید بگویید: هیچ ، چون لیوان پر است و وقتی سنجاقی در آن بیندازید، به علت اینکه سنجاق هم حجمی دارد، آب بیرون خواهد ریخت.

شاید هم بگویید: حجم یکی دو سنجاق که چیزی نیست، شاید اگر خیلی مواظب باشید، دو سه تا سنجاق بتوان داخل لیوان انداخت، بدون اینکه آب از لیوان بیرون بریزد.

یک آزمایش

در یک لیوان آنقدر آب بریزید تا کاملا پر شود. بعد یک مشت سنجاق در کنار لیوان قرار دهید. سنجاقها را یکی یکی توی لیوان بیندازید و بشمارید. (البته باید خیلی با احتیاط این کار را انجام دهید.) نوک تیز سنجاق را آهسته توی آب فرو برید و بدون تکان و فشار سنجاق را رها کنید، بطوری که در اثر لرزش بیرون نریزید.

یک ، دو ، سه سنجاق به ته جام می‌افتد، اما سطح آب بالا نمی‌آید. ده ، بیست ، سی ، ... اما آب بیرون نمی‌ریزد. پنجاه ، شصت ، هفتاد و حتی صد سنجاق در ته جام است، با وجود این باز هم آب بیرون نمی‌ریزد. نه فقط بیرون نمی‌ریزد، بلکه حتی آنقدر هم از لبه جام بالا نمی‌آید که بتوان دید. باز هم در جام سنجاق بیندازید، دویست ، سیصد و چهارصد سنجاق باز هم حتی یک قطره آب بیرون نمی‌ریزد! اما حالا دیده می‌شود که چطور سطح آب بالا آمده و کمی از لبه لیوان بالاتر است.

حقیقت چیست؟

کلید حل این پدیده غیر قابل فهم در همین بالا آمدن آب است. اگر شیشه کمی چرب باشد، آب شیشه را کمتر تر می‌کند و اما لبه لیوان مثل هر ظرف دیگری که مورد استفاده ما قرار گیرد، در نتیجه تماس انگشتان ما حتما از قشر نازکی از چربی پوشیده می‌شود. آبی که در نتیجه سنجاقها بالا آمده است، بی آنکه لبه لیوان را تر کند، برجستگی غیر قابل توجهی ایجاد می‌کند که به چشم نمی‌خورد.

اگر قدری به خودمان زحمت دهیم و حجم یک سنجاق را حساب کنیم و با حجم آن برجستگی که بالاتر از لبه جام قرار دارد، مقایسه کنیم، خواهیم دید که حجم یک سنجاق صدها بار از حجم آب بالا آمده کمتر است. به همین دلیل است که در یک لیوان پر از آب برای صدها سنجاق هم جا می‌شود. هر چه ظرف گشادتر باشد، به همان اندازه بیشتر سنجاق در آن جا می‌شود، زیرا حجم آب بالا آمده به همان اندازه بیشتر است.

یک محاسبه سر انگشتی

برای روشن شدن مسئله یک محاسبه سر انگشتی انجام می‌دهیم. طول سنجاق حدود 25 میلیمتر است و کلفتی آن 0.5 میلیمتر است. حجم این استوانه از فرمول حدود 5 میلیمتر مکعب و با کلاهک سر سنجاق در حدود 5.5 میلیمتر مکعب است. حالا حجم قشر آبی را که از لب جام بالا آمده، حساب می‌کنیم. قطر لیوان 9 سانتیمتر ، یعنی 90 میلیمتر است. سطح چنین دایره‌ای مساوی تقریبا 6400 میلیمتر مربع می‌شود.

اگر فرض کنیم ضخامت قشر آب بالا آمده فقط یک میلیمتر باشد، حجم آن 6400 میلیمتر مکعب ، یعنی 1200 بار بیشتر از حجم سنجاق میشود. به عبارت دیگر ، لیوان پر از آب هنوز گنجایش بیش از هزار سنجاق را دارد! واقعا هم اگر سنجاقها را آهسته و با احتیاط درون آب بیندازیم، می‌توان هزار سنجاق در لیوان جا داد. به نظر می‌رسد که گویی تمام لیوان را پر کرده‌اند و حتی از لبه لیوان هم بالاتر آمده‌اند، اما آب هنوز هم بیرون نخواهد ریخت.

 

برگرفته از سایت رشد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 9:11  توسط پاسبانیان   | 

اندازه گیری نبوغ اینشتین

چگونه مى توان ميزان نبوغ آلبرت اينشتين را اندازه گرفت؟
از بسيارى از جهات اين كار شدنى نيست. اگر به گذشته برگرديم و سده هاى متوالى را پشت سر بگذاريم با دانشمندان برجسته اى همچون جيمز كلرك ماكسول، لودويگ بولتسمان، چارلز داروين، لويى پاستور و آنتوان لاوازيه مواجه مى شويم، اما پيش از يافتن شخصى كه دستاورد هاى علمى اش همانند ايساك نيوتن با اينشتين قابل مقايسه باشد بايد راه درازى پيمود. قبل از نيوتن شايد نتوان شخص ديگرى را پيدا كرد.
اينشتين و نيوتن چنان هوشمند بودند كه در سراسر جهان در حوزه پژوهشى خود و وراى آن كاملاً شناخته شده اند. نيوتن حسابان را ابداع كرد، قوانين مكانيك و حركت را فرموله و نظريه گرانش جهانى را ارائه كرد. اينشتين مبنايى در آسمانخراش فيزيك نوين يعنى نسبيت خاص و مكانيك كوآنتوم را پى ريزى و نظريه جديد گرانش را ابداع كرد.
اما سواى اين دستاورد هاى ويژه هر دوى اين دانشمندان شيوه تفكر در علم را به طور اساسى تغيير دادند. هر دو جهان بينى ما را گسترش دادند. امروز ما از جهان «نيوتنى» و جهان «اينشتينى» سخن مى گوييم. جهان نيوتنى جهان مطلق ها است و جهان اينشتينى جهان نسبيت. در جهان نيوتن زمان بى وقفه در جريان است، زمان اكنون و هميشه با سرعت يكسانى جارى مى شود. عليت مطلقاً برقرار است، گويى كه فرمان الهى است. بدون استثنا هر معلولى علتى دارد، با دانستن گذشته، آينده را مى توان به طور كامل پيشگويى كرد. در جهان اينشتين زمان مطلق نيست. سرعت جريان زمان به ناظر بستگى دارد. گذشته از اين مطابق نظريه جديد مكانيك كوآنتوم كه اينشتين به رغم شك و ترديد هاى بعدى در تدوين آن نقش داشت، عدم قطعيت هاى ذاتى طبيعت در سطح زيراتمى مانع از آن مى شود كه با دانستن گذشته، آينده را پيشگويى كنيم. احتمالات بايد جانشين قطعيت ها شود.
هم اينشتين و هم نيوتن اصولاً فيزيكدان نظرى بوده اند. مثل هر فيزيكدان نظرى ديگر آنها هم مهم ترين پژوهش هاى خود را در اوج جوانى به انجام رساندند.هر دوى آنها آزمايش هايى هم انجام دادند. نيوتن كه بزرگترين آزمايشگر بود، كشفيات بزرگى داشته است، از جمله وى دريافت كه نور سفيد از اختلاط رنگ هاى مختلف حاصل مى شود. نيوتن رياضياتى را كه احتياج داشت، خود ابداع كرد. اينشتين البته چنين كارى نكرد، اما شهود درخشان وى او را به بررسى و اقتباس هندسه مبهم نااقليدسى ريمان و گاوس رهنمون شد تا نظريه هندسى گرانش خود را بنيان نهد.
هر دو هنرمند بودند. هر دو خود را وقف سادگى، ظرافت و زيبايى رياضى كردند. هر دو آنها ترجيح دادند كه مثل هنرمندان در انزوا كار كنند. نيوتن هنگامى كه روى طرح خاصى پژوهش مى كرد، ماه هاى متوالى را يكسره در انزوا به سر مى برد. اينشتين هيچ گاه دانشجوى تحصيلات تكميلى نداشت و بسيار كم تدريس كرده است. هر دو تنها بودند. تنهايى نيوتن بيشتر بود. به نظر مى رسد كه شايد وى عملاً روحيات ضداجتماعى داشته است و همانطور كه ولتر در هنگام مرگش خاطرنشان كرد: «نيوتن طى عمر چنين طولانى خود هيچ گاه شور و عشقى از خود بروز نداده است؛ وى هيچ گاه به زنى نزديك نشده بود.» نيوتن حتى طرحى را براى ابقاى تجرد خود ارائه كرده بود. وى نوشت: «راه تجرد اين نيست كه با نفس خود مبارزه كنيم، بلكه بايد با انجام يك كار مطالعه و تعمق در ساير امور با چنين تفكراتى مقابله كرد.»
اينشتين در اواخر خود را با فعاليت هاى اجتماعى متعدد مشغول كرد، از جمله حمايت از انجمن حقوق بشر، ارائه سخنرانى هاى متعدد در سرتاسر جهان در مورد سياست، فلسفه و آموزش و همكارى براى تاسيس دانشگاه يهودى اورشليم. اينشتين طى زندگى خود روابط عاشقانه بسيارى داشته است. اما به نظر مى رسد كه وى در شخصى ترين سطح زندگى همانند نيوتن منزوى و تنها بود. اينشتين در سال ۱۹۳۱ هنگامى كه ۵۲ساله بود، مقاله اى منتشر ساخت و طى آن نوشت: «احساسات شديد من در مورد عدالت اجتماعى و مسئوليت اجتماعى هميشه به نحو عجيبى در تقابل با فقدان نياز براى ارتباط مستقيم با انسان هاى ديگر و جوامع انسانى است. من حقيقتاً «مسافر تنها» هستم و هيچ گاه با تمام قلبم به كشورم، خانه ام، دوستانم و حتى خانواده درجه يك خودم تعلق نداشتم.»
هم اينشتين و هم نيوتن شديداً حافظ استقلال خود بودند. هر دو به شدت انزواى خود را قدر مى دانستند.
ايساك نيوتن و آلبرت اينشتين ميراث گرانبهايى براى ما بر جاى گذاشتند. نيوتن بر اين تصور كه بعضى حوزه هاى دانش دور از دسترس ذهن بشر است، تصورى كه طى سده هاى متوالى در فرهنگ غرب ريشه دوانده بود، غلبه كرد.
بسيارى از متفكران پيش از نيوتن بر اين باور بودند كه بشر مجاز است فقط از آن چيزهاى سر درآورد كه خداوند بر ما منت نهاده و كشف آنها را مجاز دانسته است. آدم  و حوا به اين دليل از بهشت رانده شدند كه از ميوه درخت معرفت، معرفت خداوند، خورده اند.
زئوس، پرمتئوس را با زنجير به صخره اى در بند كشيد؛ چرا كه وى راز خدايان يعنى آتش را به بشر فانى ارزانى داشت. در كتاب بهشت گمشده (
paradise lost) اثر جان ميلتون آدم از رافائل فرشته در مورد مكانيك اجرام آسمانى مى  پرسد، رافائل مختصراً آدم را راهنمايى مى كند و سپس مى گويد: «معمار بزرگ در تصميمى عاقلانه مابقى ماجرا را از انسان و فرشته مخفى نگاه داشته است.»
نيوتن در اثر ماندگار خود با نام اصول (
principia,1687) بر همه اين محدوديت ها غلبه كرد و ممنوعيت ها را كنار گذاشت. نيوتن در اين اثر تمام پديده هاى جهان فيزيكى شناخته شده از آونگ گرفته تا فنر، از ستاره هاى  دنباله دار تا مدار سياره ها را با عبارت هاى دقيق رياضى بررسى كرده است. پس از نيوتن تمايز بين جهان فيزيكى و فراطبيعى آشكارتر شده است. از آن پس جهان فيزيكى براى انسان قابل شناخت شد.
اينشتين در پذيره هاى شگفت انگيز و به ظاهر محال خود در نسبيت خاص نشان داد كه حقايق بزرگ طبيعت را صرفاً با مشاهده هاى دقيق از جهان خارج نمى توان به دست آورد، بلكه دانشمندان گاهى اوقات بايد فرضيه ها و سيستم هاى منطقى اى را در ذهن خود ابداع كنند كه فقط با گذشت زمان مى توان آنها را آزمود. براى مثال همه ما از بدو تولد تجربه مى كنيم كه زمان با سرعت يكنواختى جارى است، با اين همه اين باور حقيقت ندارد. فيزيك نوين حداقل به اين درجه از پيشرفت رسيده است كه طبيعت را وراى احساس و ادراك بشر فهميده است و بدين ترتيب به ما مى آموزد كه درك عقل سليم ما از جهان هم ممكن است اشتباه باشد. اينشتين در ميراث خود بر اين تفكر چند قرنه كه پژوهش هاى تجربى و آزمايش ها برترند، فائق آمد. اما وى با نظر مشهور نيوتن كه گفت: «
hypotheses non fingo» (از فرضيه پردازى بيزارم) نيز مخالف بود، چرا كه منظور دانشمند انگليسى آن بود كه وى همانند ارسطو فيلسوف راحت طلبى نيست، بلكه نظريه هاى خود را بر حقيقت هاى قابل مشاهده بنا مى كند.
اينشتين در زندگينامه خود نوشتش اختلاف نظر خود را با نيوتن اينگونه توضيح مى دهد: «نيوتن، مى بخشيد، شما تنها روشى را كه از زمانه شما فقط براى انسان هاى با قدرت تفكر و خلاقيت بالا قابل درك بود، كشف كرديد. مفهوم هايى كه شما ابداع كرديد، هنوز هم تفكر ما را در فيزيك  هدايت مى كند، اگرچه اكنون مى دانيم كه اين مفاهيم بايد با مفاهيم ديگرى كه پيش از اين خارج از فضاى تجربه مستقيم قرار داشته است، جايگزين شود.»
اينشتين در مقدمه اى بر ويرايش سال ۱۹۳۱ كتاب اپتيك (
opticks) نيوتن در مورد وى نوشت: «طبيعت در مقابل وى همچون كتابى گشوده بود... وى فردى بود كه خصلت هاى يك آزمايشگر، نظريه پرداز، مكانيك و علاوه بر آنها هنرمند تشريح مفاهيم در وى جمع بود.» اگر نيوتن بتواند حقه اى سوار كند و سفر ممنوع زمانى را امكان پذير ساخته و در آينده ظاهر شود، شايد چيزهايى مشابه همين را در مورد اينشتين بگويد.



برگرفته از سایت جزیره ی دانش
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 11:27  توسط پاسبانیان   | 

استفاده از نانو در کشاورزی

فناوري نانو هيچ زمينه علمي را به حال خود رها نکرده است . علوم کشاورزي نيز از اين قاعده جدا نيستند .تا به حال کاربردهاي متعددي از فناوري نانو در کشاورزي ، صنايع غذايي و علوم دامي مطرح شده است.

رابطه ميان فناوري نانو وعلوم کشاورزي در زمينه هاي زير قابل بررسي است :
1-
نياز به امنيت در کشاورزي و سيستم هاي تغذيه اي
2-
ايجاد سيستم هاي هوشمند براي پيشگيري و درمان بيماريهاي گياهي
3-
خلق وسايل جديد براي پيشرفت در تحقيقات بيولوژي و سلولي
4-
بازيافت ضايعات حاصل از محصولات کشاورزي

از بين تدابير موجود در مديريت آفات کشاورزي استفاده از آفت کش ها و سموم سريعترين و ارزان ترين روش براي واکنش به يک وضيت اضطراري است .

روش هاي کنترل زيستي در حال حاضر بسيار هزينه بر هستند . در اين روش ها کنترل آفت از طريق يکي از دشمنان طبيعي آن آفت صورت مي گيرد . امروزه مصرف بي رويه آفت کش ها مشکلات زيادي را ايجاد کرده اند اين مشکلات شامل اثرات سوء بر سلامت انسان ( ايجاد مسموميت هاي حاد يا بيماري هاي مزمن ) ، تاثير اين مواد بر حشرات گرده افشان و حيوانات اهلي مزارع و همچنين ورود اين مواد به آب و خاک و تاثير مستقيم وغير مستقيم آن در اين نظام هاي زيستي مي باشد .

مصرف بي رويه آفت کش ها محصولات کشاورزي را نيز به منبع ذخيره سم تبديل مي کند

مهمترين سوال در زمينه استفاده از آفت کش ها اين است که :چقدر از اين سموم استفاده کنيم ؟

استفاده از داروهاي (سموم) هوشمند در ابعاد نانو مي تواند راه حل مناسبي باشد . اين داروها که قابليت حرکت در گياه را دارند در بسته هايي که حاوي نشاني خاصي هستند قرار ميگيرند .برچسب نشاني يک کد مولکولي است که بر روي بسته نصب شده و به بسته اجازه ميدهد که به بخشي از گياه که مورد حمله عامل بيماري يا آفت قرار گرفته تحويل داده شود . اين ناقلين در ابعاد نانو همچنين داراي خود تنظيمي نيز مي باشند به اين معني که دارو فقط به ميزان لازم به بافت گياهي تحويل داده مي شود .
دقت در رديابي بافت هدف و ميزان اندک اما موثر دارو باعث مي شود استفاده از سموم در کشاورزي به حداقل برسد .
همه ما ميدانيم که پيشگيري بر درمان مقدم است . بيماري هاي گياهي نيز از روي علائمي مانند تغيير رنگ يا تغيير شکل اندام ها شناسايي مي شوند ولي مسئله اينجاست که اين علائم مدتها پس از ورود عامل بيماري به بافت گياه بروز پيدا مي کنند به همين خاطر با سريعترين اقدام ها براي جلوگيري از شيوع بيماري باز هم مقداري از محصول از بين مي رود . در نتيجه نياز به ابزاري که به کمک آن بتوان در همان مراحل ابتدايي ورود عامل بيماري، آن را کنترل و مهار کرد بسيار ضروري به نظر ميرسد.
نانو حسگرهاي زيستي
ابزارهايي هستند که که از تلفيق ابزارهاي شيميايي ، فيزيکي و زيستي بدست آمده اند.

 تصوير ورود يک نانوحسگر زيستي به درون يک سلول

ين حسگرها شامل ترکيبات زيستي مانند يک سلول ، آنزيم و يا آنتي بادي متصل به يک مبدل انرژي هستند و قادرند که تغييرات ايجاد شده در مولکول هاي اطراف خود را گزارش دهند . اين گزارش ها توسط سيگنالهايي که مبدل انرژي به تناسب با مقدار آلودگي توليد ميکند دريافت مي شوند. بنابراين اگر تجمع زيادي از عامل بيماري در اطراف اين حسگرها وجود داشته باشد سيگنال هاي قوي فرستاده مي شوند . ارزيابي حضور آلاينده ها در محيط توسط حسگرها در چند دقيقه ميسر است اما با استفاده از روش هاي رايج حداقل 48 ساعت زمان براي تشخيص نياز است .
استفاده از نانوحسگرهاي زيستي در بسته هاي غذايي نيز کاربرد که در صورت شروع فساد مواد غذايي مي توانند هشدار دهنده باشند .

از ديگر کاربردهاي فناوري نانو در صنايع غذايي ايجاد پلاستيک هاي جديد در صنعت بسته بندي مواد غذايي است . در توليد اين پلاستيک ها از فناوري نانو ذرات استفاده شده است . اکسيژن مسئله سازترين عامل در بسته بندي مواد غذايي است زيرا اين عنصر باعث فساد چربي مواد غذايي و همچنين تغيير رنگ آنها ميشود . در اين پلاستيک جديد نانوذرات به صورت زيگزاگ قرار گرفته اند و مانند سدي مانع از نفوذ اکسيژن مي شوند .
به بيان ديگر مسيري که گاز بايد براي ورود به بسته طي کند طولاني مي شود . به همين خاطر مواد غذايي در اين بسته ها تازگي خود را بيشتر حفظ مي کنند . با طولاني کردن مسير حرکت مولکولهاي اکسيژن، مواد غذايي ديرتر فاسد مي شوند.

فناوري نانو با استفاده از فرايندهاي طبيعي زيستي ، شيميايي و فيزيکي در بازيافت مواد باقيمانده از محصولات کشاورزي و تبديل آنها به انرژي و يا مواد شيميايي صنعتي نيز نقش دارد . به طور مثال از زمان برداشت پنبه تا توليد پارچه بيش از 25 % الياف به ضايعات تبديل مي شوند . در دانشگاه کرنل در آمريکا روشي تحت عنوان «ريسندگي الکتريکي» ابداع شده که با استفاده از اين روش از ضايعات پنبه محصولاتي مانند کلافهاي پنبه و نخ البته با کيفيت پايين تر توليد ميکنند . دانشمندان علوم پليمر از اين روش براي توليد نانو فيبرها از سلولز که 90% الياف پنبه را تشکيل مي دهد استفاده کرده اند و اليافي کمتر از 100 نانومتر توليد کرده اند که 1000 بار کوچکتر از الياف فعلي است .

يکي از کاربردهايي که براي اين الياف ريز سلولزي بيان شده جذب آفت کش ها و کودهاي شيميايي از محيط براي جلوگيري از ورود آنها به اکوسيستم و رها کردن مجدد اين مواد در محيط در مواقع مورد نياز است .

از ديگر محصولات فناوري نانو ، نانو کاتاليزورها هستند که قابليت تبديل روغن هاي گياهي به سوخت را جهت ايجاد منابع جديد انرژي دارند .

پيشرفت در زمينه علوم گياهي ، کشاورزي و صنايع غذايي رابطه مستقيمي با پيشرفت در تحقيقات زيست شناسي سلولي و مولکولي دارد . توليد ابزارهاي جديد تحول شگرفي در تحقيقات سلولي و مولکولي ايجاد کرده است . امروزه ميکروسکوپ هايي که قابليت ايجاد مشاهده در مقياس نانو را دارند در توسعه علوم زيستي نقش مهمي را ايفا مي کنند

منبع : سایت نانو مخصوص دانش آموزان.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 8:43  توسط پاسبانیان   |